جمال رضايى

20

بيرجندنامه ( فارسى )

نگارنده در پيشگفتار « واژه‌نامهء گويش بيرجند » در اين‌باره چنين نوشته است : « . . . سدهء چهاردهم خورشيدى دوره‌ايست كه در آن در همهء شؤون اجتماعى و فرهنگى و حتّى زندگى روزگذر ايرانيان دگرگونىهاى شگرف روى داده است . . . » « 1 » و در ادامهء اين مطلب علل اين دگرگونىها را به شرح ذكر كرده و ديگر نيازى به تكرار آن‌ها نمىبيند . آنچه در اينجا مجدّدا بايد يادآورى كرد اينست كه اين تحوّل عظيم و دگرگونىهاى فراوان كه در ساختار فيزيكى اين « شهر » و زندگى مردم و شؤون اجتماعى آن - مانند شهرهاى ديگر ايران - رخ داده در دهه‌هاى اخير شتاب بيشتر و فراگيرترى گرفته و باعث آمده كه اين شهر و زندگى در آن به كلّى دگرگون گردد تا آنجا كه « شهر » كنونى - و آنچه در آنست - هيچ همانندى و شباهتى نه تنها با آغاز اين سده كه با چهل پنجاه سال پيش هم نداشته باشد و ساكنان كنونى « شهر » از ساختار و بافت « شهر » آن زمان و زندگى در آن و آداب و رسوم نسل و نسل‌هاى پيش از خود آگاهى كافى نداشته باشند و جوان‌ترها به كلّى با آن بيگانه باشند . مشاهدهء وضع كنونى « شهر بيرجند » و ملاحظهء دگرگونىهاى آن از يك‌سو و بىخبرى و ناآگاهى بسيارى از « شهروندان » - به‌ويژه جوانان - از گذشته و زندگى مردم شهرشان از سوى ديگر سبب شد كه من در بخش پايانى طرح پژوهشى خود تجديدنظر كنم و به جاى آن‌كه تنها « فرهنگ عامّه » مردم « بيرجند » را در محدودهء زمانى و مكانى مورد پژوهشم به رشتهء تحرير بكشم « شهرنامه » گونه‌اى براى بيرجند آن زمان بنويسم و « شهر » آن زمان را - آن‌چنان كه بوده ، نه آن‌چنان كه امروز هست - بشناسانم ، آنچه را كه از گذشتهء اين شهر مىدانم و يا گرد آورده‌ام دوباره بپرسم و بنويسم ، ساختار فيزيكى و بافت شهر ، بناها ، خانه‌ها ، كوچه‌ها و . . . و آثار بازماندهء قديم را چنان‌كه بود و هست معرّفى كنم ، نوع زندگى ، خوراك ، پوشاك ، مسكن و . . . و آداب و رسوم و بسيارى از مطالب ديگر حتّى پندارها و باورهاى مردم آن زمان را كه از پيش گرد آورده بودم بنگارم تا هم از فراموش شدن آن‌ها پيشگيرى شود و هم همشهريان من از گذشتهء شهر خود و زندگى و عقايد و آداب و رسوم نياكانشان آگاهىهاى لازم به دست آوردند و پس از آن اگر عمرى بود و مجال و توان و توفيقى داشتم در كتاب يا كتاب‌هاى ديگرى « ادبيّات عاميانه » و « سروده‌هاى محلّى و ضرب المثلها و . . . » را - كه آن‌ها را گرد آورده‌ام - تدوين كنم و منتشر سازم .

--> ( 1 ) . " واژه‌نامهء گويش بيرجند " . صفحهء 22 پيشگفتار .